هورمزد | مقالات
    RSS2.0
عناوين
اطلاعاتي موجود نيست
دسته‌هاي مقالات
پربازديدترين مقالات
لينك به اين صفحه



مقالات

مفاهیم"دین" در زبان های گونه گون

مفاهیم"دین" در زبانهای گونه گون:

گفتیم که در زمان باستان در گویش ایرانی(شاید در یکی از گویش های ایران زمین)،دین دبیر مفهوم خود را داشت. واژهٌ"دین"به دیگر گویش ها نیز وارد شد،از جمله،عربی،لاتین،یونانی،سِربی و....،که در هر قوم،مفهوم ویژه ای یافت.از مرّتب کردن تا الگو یا واحد پول.ما شنیده و خوانده ایم که میگفتند،فلانی درهم و دینار داشت.خوب،درهمیعنی چه؟دینار(دین آر) یعنی چه؟فلانی زر و سیم را در کیسه کرد و به فلان کس داد.در مورد کلام ریاضی،بخاطر داریم که از تنها و فقط یک بررسی،بنا براندزه؛ دانش و برداشت،احکامی استخراج میشوند،همین اتفّاق با واژه نیز میافتد.واژه ای زائیده میشود و بنا بر حسب برداشتها،مفاهیم و معانی گوناگون از آن استخراج میشوند و این واقعیّت،عاملی است در برداشت ها وعمدتاً در اختلاف نظر ها.وازه ای در لاتین داریم بگونهً"اور-دین-آره".این واژه،سه بخش دارد با معانی ،زر(طلا)-شمارش(مرتب کردن)پسوند آره هماننند پسوند پارسی "وار،یا آر"رفت-آر،کردار".همین یک واژه در زبان لاتین معنای مرتّب کردن،اعداد مرتب، نظم و تا مفهوم؛معمولی،عادی و عادتی،تا مفهوم عوام،عامیانه.مفهوم نخستین اوردیناره چنین میشود؛چنان بشمار،که زر را.غایت دقّت در شمارش یا ارزش گذاری!.

پیشتر اشاره شده بود،مردم هر مکانی،بنا بر مصالح بوم آورد(اصطلاح زیبای استاد پیرنیا)،سازه های ویژهً خود را دارند،از مواد معدنی گرفته تا باکتری های اثر گذار در مواد معدنی و غذائی تا واژه سازی بر حسب آنچه که دیده میشود تا آنچه که ساخته میشود.

آتش،یکی ازعمده ترین عوامل در سازه هاست.پختن غذا تا پختن گل و خاک.ضمن همین پختنها،از خاک،شیشه استحصال شده تا فلز.از مناطقی که همگان معترفند،آتش افروزی،فراوان تر بوده،منطاق نفت خیز و مناطق قیر خیز است.جائی بیشتر افروخته میشد(آتش)،که گرمایش هم عاملی بوده مانند سر زمین آذرپادگان(آذزبایجان)و قفقاز که زمستانهای سرد تری داشته تا منطقهً خوز یا خوزاستان.اگر چینی ها،موفق به ساخت ظروف چینی شدند،بدلیل آغشته بودن خاک کانی به گونه ای باکتری بوده که مختص همان سرزمین است.

اگر مصری های باستان،فلّز مس استحصال کردنند،یا آتش کافی نداشتند،یا خاکشان فلّز مس بیشتر داشته است.عرب ها به فلّز"زر"،میگویند،ذ ه ب و من نمیدانم،واژهً"طا"از کجا آمده است،ولی میدانم،ط ول در واژً "طول"بکار گرفته شده.حضرت حافظ غزلی دارد که یکی از ابیات آن،چنین است"ای نسیم منزل سَلمی،خدا را تا به کِی رَبع را برهم زنم،اطلالرا جیحون کنم؟" نظر شما در بارهً این بیت چیست؟رَبع یعنی چه؟اطلال یعنی چه؟سَلمی چه مفهومی دارد؟. من میدانم که قاری یعنی خواننده،ولی،نویسنده و از روی نوشته ای خواندن،چه میشود.ما از روی نوشته را میگوئیم"میخوانیم" و آواز را هم میگوئیم"میخوانیم".

یکی را نیازمند سواد خواندن است و دیگری را نیست.عمده ترین عامل جدا سازی یه اقوام(خاندان ها)وحتّی افراد،گویش است.همان زبان یا همان آواهائی که از گلو بیرون میاید.از"واژه"گرفته تا "فریاد های خشم آلود".آقائی از اهالی لهستان فکر کرد اگر زبانی ساده و فراگیر ابداع کند،مردمان کرهً خاکی ،آسوده تر خواهند زیست."فریاد" را چه باید کرد؟.در بارهً دینار و درهم میگفتیم وبه نظر شما،این دو واژ چه مفهومی داشتند؟واکنون چه مفاهیمی دارند؟.آواهای نخستین واژه ها،مفاهیم نخستینند،بدین معنی،که الف یا آ یا اَ،مفهوم "باید" را دارد(آوای امری یا دستوری)،نون یا اِن و ایضاً اِل یا لام،مفهوم نباید یا نفی رادارد،میم یا اِم،مفهوم شاید را دارد.بایست و نایست و شایست.ر ب ع –ع ب ر،و ایضاً،ع ر ب .برف و ژرف،حال و عال،هر دو آوای ع و ح از گلو است،یکی،از دیگری ژرف تر است(درونی تر است).برف از بالا به سطح است و ژرف،از سطح به پائین.                  


نظرات شما:


هيچ نظري ثبت نشده است

ثبت نظر:




بالا

© Hurmazd.ir

Site by Behsaz