هورمزد | مقالات
    RSS2.0
عناوين
اطلاعاتي موجود نيست
دسته‌هاي مقالات
پربازديدترين مقالات
لينك به اين صفحه



مقالات
بنیادی ترین ویژگی آدمی در سنجش با دیگر آفریده ها کدامین رفتار اوست؟

چنین به نظر می رسد:

ارزش گذاری و تنها  ارزش گذاری

ارزیابی و یا ارزش یابی نخستین واکنش همه موجودات برای حفظ وجود ضروری است اما تنها آدمی و فقط آدمی است که نه تنها ارزیابی وضع موجود می کند که ارزش گذاری هم می کند قیمت تعیین می کند.

تبعات این ویژگی از گران فروشی گرفته تا چپاول و تعیین حق و مالکیت تا استثمار و برده خری و برده فروشی است  دیگر تبعات را خود حدس بزنید. (کینه حسادت دزدی و اختلاف و.....تا جنگ)

یکی از عمده ترین واکنشها در راستای ارزش گذاری پیش کشیدن موضوع اخلاق، ارزشهای اخلاقی و بلافاصله موضوع  وضع قوانین است. از آنجائیکه ارزش گذاری مترادف با دارائی و انباشتن هر چه بیشتر آن است (بر حسب طبیعت آدمی) برای توجیه زراندوزی درگذر تاریخ موضوع  دین پیش کشیده شده است.

پیشتر اشاره شد که دین به مفهوم باورهای بنیادین و نظم وترتیب باورها (اولویت ها) است.

همه ادیان پیش از محمد (ص) اشاره به مال و دارائی، دزدی و استثمار، اندازه نگه داشتن و باید ها و نباید ها و در غایت به موضوعموارد اخلاقی دارد. پرورش در کسوت آدمی بودن کجا ؟ و تلقین ارزش گذاری اخلاقی کجا!؟

شکل گیری تشکیلات مافیائی برای احتکار، بالا بردن قیمت و حذف فیزیکی رقیب و همگی تحت لوای دین. اخلاق ارزش گذاری از نوع سرمایه داری آنچه که تاریخ شاهدش میبوده.

امر ثابت شده این است که همه آفریده ها جاودانگی طلبند (تولید مثل) همه آفریده ها به گونه های شگفتی انگیز با یکدیگر در ارتباط اند (چه کلامی و چه نشانه ای (سیگنال) و سازنده سازه ها و ایضاُ ابزار. ولی خریدار و فروشنده نیستند قیمت گذار و قیمت شکن نیستند فقط اهل احتکار و تعیین محدوده حکمرانی اند و دارای حق مالکییت بر جفت و فرزند و والدین و بس. و همه موارد نامبرده زائیده طبع و طبیعت است.

تامین نیازهای حفره گوارشی  محسوسات آفریده ها رابه چالش کشیده است و تامین نیازهای ارزش گذاری (اقتصادی) احساسات آدمی را. فعالیت های حیاتی برای همه و مضافه  فعالیت اقتصادی برای آدمی. دانش پژوهی و فن آوری ما حصل تاریخی ارزش گذاری آدمی است.

آیا اخلاق همگامی متناسبی با فن آوری داشته موضوع اشتغال فکری جهانی است.

کار سترک محمدابن عبدالله (ص) بهم ریختن قائده های سرمایه داری تا آنزمان بود و دعوت به داشتن دارائی از نوع طبیعی، همانی که آفریده گار برای آفریده هایش وضع کرده است. مالکیت از نوع حفظ وحراست نه اندوختن و به ولد سپردن. چنان تعریفی از حق که احساس داشتن طبیعی آن به گوینده و شنونده دست دهد، نه احساس گرفتنی یا دادنی بودن آن. به آخرین سروده ( سوره الناس ) قرآن توجه شود.

پاسخگوی عدم تناسب همگامی زراندوزی و اخلاق کدامین نظام است؟ اسلامی؟ یا قرآنی؟ یا دیگرنظامی باید؟

دو مسئولیت نا متناسب را اگر از فردی خواسته شود که همزمان بدانها بپردازد حاصل چه خواهد بود؟

در آغاز انقلاب سال پنجاه و هفت  رهبری انقلاب با امام خمینی بود و پس از استقرار نظام ، فرماندهی کل قوا با مقام ریاست جمهوری.

پس از بر کناری نخستین رئیس جمهور بدلیل عدم کفایت، فرماندهی کل قوا هم به مسئولیت امام خمینی افزوده شد.

ایشان بدلیل صداقت و پالودگی ناب ذاتی بلافاصله مقام رهبری را با یک جمله  خودشان از خود ساقط کردند ولی کسی به این درایت ایشان توجه لازم نکرد.(شاید هم توجه کمرنگ شد).

جمله اخباری این چنین بود: رهبر ما آن جوان چهارده ساله ایست که بخود نارنجک بست و به مقابله تانک دشمن رفت.و از آن جمله به بعد با تمام وجود در کسوت فرمانده کل قوا ظاهر شد. با جمله فوق عدم تناسب ولایت و فرماندهی را گوشزد کرد. برای فرمانده کوچکترین زمان جهت عمده ترین عملیات باز هم کم است (جناب آقای محسن رضائی این مهم را خوب درک میکنند) ولی برای ولی فقیه کوچکترین مساله اخلاقی گاهی نیاز به زمان درازی دارد جهت فهماندن آن به امت (این مهم را نیز جناب آقای خامنه ای خوب درک کردند به ویژه در اغتشاشات سال هشتاد و هشت). نتیجه ادغام دو مسئولیت غیر منسوب به حکم کلام ریاضی پارادکس زا خواهد بود.

به سخنرانی مهم اخیر مقام رهبری و فرماندهی کل قوا توجه کنیم: (وحدت حوزه و دانشگاه)

پس از گوشزد تحولات جهانی خواستار توجه کردن دانشگاه و حوزه (علمیه) به مسئولیت ها و تکالیفشان شدند و جمله تاکیدی چنین بود: به چنان مقام والائی برسیم که بی نیاز از بیگانه شویم .

این جمله تاکیدی را یک فرمانده نظامی بر زبان میاورد و کاملا طبیعی است.

اگر بجای جمله فوق می فرمودند: به چنان مقام والائی برسیم که آماده بر آورد هر گونه نیاز جوامع جهانی باشیم، جمله تاکیدی از نوع تاکیدات ولی فقیه میبود.

چرا که در این جمله خود کفائی در حد بی نیازی هم مستتر است و هم دشمن نمی تواند انگ شرک و دعوت به شرک بزند و بگوید تنها آفریدگار است که بی نیاز از بیگانه است و ایضا با گانه و بی گانه محلی از اعراب ندارند هر گاه که مساله کمک به همنوع و زیستگاه پیش روست. از خاطرمان نرود که جمله <خودی و غیر خودی> نیز از اصطلاحاتنظامی است نه ولائی.

شخصیت فردی موجه و محترمی را در دو موقعیت نامتناسب (پارادکس) قرار دادن شرط انصاف  نبوَد. ایشان هم بدلیل علاقه به نظام وهم کشور ناگزیر از پذیرفتن پیشنهادهای شورای نگهبان و مجمع تشخیص شدند. من الله توفیق. تا تشخیص مصلحت بازنگری شده نظام چه باشد.

دو مورد رهبری اخلاقی (ولایت فقیه) و فرماندهی نظامی در اصل و بنیاد نا متناسبند و بنا بر این اصل فردی که دو مسئولیت و تکلیف نا متناسب دارد به هر حال دچار لغزش در گفتار میشود چرا که گفتار متاثر از تفکر و ذهنیت است، حال اگر ذهنیت در دام پارادکس افتاده باشد.

امام راحل هم در دام واژه افتاده بودند که فرمودند: ما میخواهیم اسلام باشد و ما نباشیم. در حالیکه میدانیم مبنای سخن ایشان قرآن میبوده نه اسلام.

مبانی قرآن ایمانی است نه اسلامی     آسودگی پایدارنه آشتی پایدار

پالایش (نبود) جنگ افزارنه آتش بس      جمهوری قرآنی فرای جمهوری اسلامی است.

شرط بهشتی بودن موٌمن متقی است نه مسلم متقی.

سروده النسائ و قضایای مربوط به: و- ر- ثً ----- ث- ر- وَ


نظرات شما:


هيچ نظري ثبت نشده است

ثبت نظر:




بالا

© Hurmazd.ir

Site by Behsaz