هورمزد | مقالات
    RSS2.0
عناوين
اطلاعاتي موجود نيست
دسته‌هاي مقالات
پربازديدترين مقالات
لينك به اين صفحه



مقالات
کلام ریاضی

هر گاه موضوعی را (هر موضوعی) توانستیم تعریفی برایش داشته باشیم، و پس از بررسی کردن تعاریف، به نتایجی که از این بررسی حاصل میشود، و ثابت میشود که چه ویژگی هائی این موضوع دارد، و چه احکامی از این بررسی صادر میشود، را خواهیم گفت کلام ریاضی. پس کلام ریاضی عبارت است از :

مجموعه ای از تعاریف ، بررسی ، اثبات موضوع یا مورد و احکامی که از این بررسی و ثبوت صادر یا حاصل میشوند.

هر گاه موضوع ، عدد و اندازه بود ( محاسبات عددی و هندسی ) خواهیم گفت :

ریاضیات محض، و از آنجائی که محاسبات عددی و اندازه ای نتایج کاملاً واضح و مبرهن دارند، شبهۀ ای در کار نیست و دو دو تا همیشه چهار تا است، محکم ترین احکام در این رشته صادر میشود. این ویژگی است که ریاضیات محض را پایه علوم و ایضاً راَس علوم و بطور کلّی خدای دانشها میدانیم. در همه اسطوره ها اعداد از جانب خداوند صادر شده است.

با مثالی میخواهم وارد قضیه ای بشوم بدین مضمون که :

مرتبه یکان حاصلضرب دو عدد متوالی کدامین اند؟

هر گاه ما مقادیر یا همان اعداد را بگونه، 10ک + (0 تا 9) بنویسیم خواهیم دید که پاسخ برابر است با (0 ، 2 ، 6 ). پس میتوانیم بگوئیم  ( ن * ن +1) + 1 همیشه خواهد شد ، 10 ک +( 1 ، 3 ، 7 ). یا، ن^2 + ن + 1 = 10 ک + ( 1 ، 3 ، 7) پس؛ بررسی، پی بردن به مرتبه یکان در ضرب 2عدد متوالی بود، که این پی بردن را قضیهّ مینامیم و حکمی که استخراج شد این بود که هر گاه ما یک واحد به حاصلضرب بیافزائیم عدد های مرتبه یکان، همیشه یا همواره پاسخ، همان سه عددی است که ما به نتیجه رسیدیم. البته احکام مهمتری نیز از این بررسی صادر میشوند که در وقت آن به آنها رسیدگی خواهیم کرد.

آنچه که خیلی حائز اهمّیت است، ورود به قضایا، ویا مطالب، ویا موارد است. چه شد که وارد این مورد، یا قضیّه، ویا مطلب شدیم؟ یکی از فاکتور ها، کنجکاوی است، یکی دیگر سرو کار داشتن با آن مورد است و یا اینکه، شما بدلیل آشنائی با موضوعی، ماٌمورآن شده باشید ( به شما کسی امر کرده باشد ). مثلا شما خزانه دار هستید و باید که شمارش و جمع و تفریق و ضرب و تقسیم بدانید یا بافنده هستید و باید که تعداد تار ها و پود ها را بشمارید و اگر میخواهید نقشی بر بافتنی داشته باشید، باید که شمارش وارون یا همان مقلوب را عملا اعمال کنید و اگر با گل و خشت سرو کار دارید شک نکنید که به ویژگی مربعات کامل پی خواهید برد، و عمده ترین ویژگی مربع ، تبدیل شدن آن به دو مرّبع کامل ، هم ارز ، هم سان بهنگام تکّه شدن (بخش شدن) از قطر یا وتر است .


بررسی در مورد: مطلوبست مرتبه یکان ضرب دو مقدار متوالی (توالی طبیعی یا یک یک)، را میتوان از مناظر گوناگون احکامی را استخراج کرد، مهمترین اینکه، <صفر> هم عدد است، مکان دارد، مقادیر از منفی «ن» آغاز، از صفر عبور کرده و تا مثبت «ن» ادامه دارند. همین بررسی، مرتبه نویسی را دیکته میکند (حکم) . خودتان بی آزمائید، با هر چینش دلخواهی، ده تا ده تا، یا صد تا صد تا، خودتان به نتیجه میرسید که می توان اعداد را مرتب کرد و«صفر» میتواند مرتبه های بدون مقدار را اشغال کند. اگر بخواهید از حاصلضرب دو مقدار متوالی طبیعی یک واح کم کنید، حکم است که، مرتبه یکان، یا 9 است یا 1 است یا 5. و از آنجائی که براحتی میتوان نتیجه گرفت که این مقدار بدست آمده، به 3 بخش پذیر نیست، بالطبع به 10ک + 7 نسز بخش پذیرنیست، ایضاً 10ک +3. آیا از این بررسی ساده میتوان نتیجه گرفت، که این بررسی ها هنگامی به عمل آمد که پس از آن این سه عدد،1،3،7   اسطوره ای شدند!

اگر بپرسید «چله» از کجا آمد، من پاسخم چنین است: پس از بررسی دایره،مربع کامل، نخستین موجود هندسی است که بررسی شده حتی بدون خط کش، کافیست چهار نقطه معیین شوند، همانند صورفلکی یا ستارگان بظاهر ثابت. بررسی جمع و تفاضل مربعات کامل و اینکه پسخ نیز مربع کامل باشد، باستانی ها را به عدد چهل نیز کشاند، تفاضل مربعات 7 و 3. براحتی اثبات میشود که تا مربع کامل بررسی نشود، راه ورودی به پی بردن ویژگی «مجموع مربعات اضلاع قائم، برابرند با مربع قطرهمان مربع، مستطیل» این ویژگی را هر دانش آموز مبتدی در دبیرستان میتواند به اثبات برساند «چینش نیم مربعات و یا نیم مربی مستطیل، بگونه ای که اقطارشان ضلع مربع مستطیل حاصل از چینش شود». فیثا غورث را غربی ها عَلَم کرده اند، دروغ محض، همانند اعداد معروف به فی بوناچی. آنهم دروغین است. شما هر دو مقدار دلخواهی را که بخواهید چنان مرتب کنید که، همواره آخرین مقدار، حاصل جمع دو مقدار پیشین باشد، به این ضرایب یا همان فاکتور ها میرسید. خودتان بی آرمائید. حکم میکنید که چنین است.

مطلوب است تعریف مماس

در مبحث قضایای مربوط به «مماس»، تا کنون اکثر مدرسین ریاضی و شاید همه آنها، مماس را یک نقطه پنداشته وتعاریف مربوطهبر همین اساسمی بوده در حالیکه پر واضح است که منطقه تماس بیش از یک نقطه را در بر می گیرد.

در حالت هندسی آن، خطوط و یا کمانها یا متقاطع اند و یا میل به تماس دارند که اگر تماسی حاصل شود تقریباٌ شمارش نقاط تماس به درستی و صحت امکان پذیر نیست ولی در دو فعالیت عددی که می توان منحنی آنها را رسم کرد، منحنی های مربوطه و نوع تقرب آنها میتواند شاهدی مستدل در القائ برداشتی ریاضی از مماس را  بیننده و یا شخص بررسی کننده داشته باشد و این دو فعالیت عددی، عبارتند از، نسبت دو مقدار متوالی (بزگتر از یک)، به توان هر کدام از این دو مقدار، هر گاه این دو مقدار بصورت (ن+1) و(ن) نوشته شوند، که خواهیم دید، با افزایش متوالی مقادیر توان ها (ن) و (ن+1) و بطور اخص، افزایش مقادیر (ن)، یکی میل به افزایش دارد و دیگری میل به کاهش، و این دو منحنی تنها و فقط میل به تماس دارند بی آنکه تداخل مقدار داشته باشند. این آزمایش یکی از راه های فهمیدن و تفهیم مماس و بالطبع تعریف درست ریاضی مماس خواهد بود.

اعداد اسطوره ای

مدتها بود که اعداد اسطوره ای فکر مرا مشغول کرده بود. روبروی دانشگاه میتوانست محل مناسبی باشد ولی دست خالی برگشتم. باید خود خویشتنم دست بکار میشد و شد. بایستی به گذشته های دور سقری ذهنی اغازم. از ان گاهی که اندیش ورزی اغازید. میگویند(هستم زیرا میاندیشم)ولی من میگویم(من هستم زیرا مجبورم بودنم را بپایم پس باید باندیشم تا اجبار پائیدن را اختیاری کنم.جبرا مختارم.  .برای ارام کردن دستگاه گوارشی باید که اندیشید گاهی هم فریاد سر اورد و سفر های ذهنی بنی ادم اغاز میشود چگونه زیستن و میرسیم تا انجا که ارتباط بر قرار کنیم. فریاد گرسنگی را مبدل به نغمه های عاشقانه کردن نیز راهی را پیموده است.دارم بیراهه میرم مقدار فراوانی کاغذ،نوشت افزار،وسایل رسم،فرصت و وقت کافی،اماده سازی محیط پژوهشی برای خودش احکامی دارد که بهنگام صادر میشود. باید از ریاضیات اغاز کنم ،اعداد اسطوره ای بمفهوم بخاطر سپردن ویژگی انان است ونمادینه کردن انها یعنی (این بررسی نیز شده است). ورود به ریاضیات یعنی شمارش یعنی عدد و عدد نویسی یعنی سرو کار داشتن با موضوع بگونه عملی، اگر موضوع اعداد است شمارش همه روزه مانند بافندگی که مرتب بافنده در حال شمارش گره هاست اگر موضوع هندسه است، کسی که با قالب خشت زنی سرو کار دارد میداند که مربع کامل چیست ومیداند ویژگی مربعات را بهنگام چیدن . داربست قالی یا گلیم مترادف است با ورود به محور مختصات، ورود به تقارن، ورود به مقلوب شماری. من میگویم (کارپتین کو اوردینایت) به واقعیت قرین است تا(کارتژین کو اوردینایت). راستی چرا غربی ها احکام ریاضی را نام گذاری کرده اند ؟ دانش ریاضی را همانند قاره مایا ها و ازتک ها سند مالکیت زده اند . نا بسامانی فرهنگی ما از زمانی اغاز شد که دارالفنون در مقابل میدان های دانشی سنتی ما قد علم کرد. حتی تقابل تا به انجا که سخن از وحدت به میان امد . استخدام مدرسین غریبه قوز بالای قوز. تا جائی که جدول ضرب را هم بخورد من با نام فیثا غورث دادند. 


نظرات شما:


هيچ نظري ثبت نشده است

ثبت نظر:




بالا

© Hurmazd.ir

Site by Behsaz